تبليغاتX
دکتر شاهپور شیخ کانلویی شیخ میلانی

دکتر شاهپور شیخ کانلویی شیخ میلانی

دفترچه خاطرات

گروهک تروریستی خ. د. د. ق ( خونین دلان دانشگاه آزاد قم) مسئولیت حمله با موتور سيكلت به استاد شیخ کانلویی را قبول کرده اند.

به گزارش آقای مطهری و فراهانی عوامل این گروهک که در خارج از مرزهای قم مشغول به فعالیت هستند شناسایی و تا چند روز دیگر توسط سربازان گمنام جاسبی دستگیر خواهند شد.

 

منتظر اطلاعات بعدي باشيد.......... 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 3:49 قبل از ظهر  توسط دانشجو  | 

این ها یک طرف ، صحبت کردن از رویه ی غلط زندگیشون یه طرف . مثل اینکه می گفتند من آدرس خونه ی باجناقم را بلد نیستم و خونشون نمی رم و اصلا با رفت و آمد خانوادگی موافق نیستم ! جناب استادی که معنای حقیقی لفظ استاد را معنی می کنید پس صله ی رحم چی می شه !؟
ایشون معتقد به وجدان کاری هستند . پس چطور حداکثر وقت مفید کلاسشون 30 دقیقه بود و بقیه اش را یا خاطره می گفتند یا گیر می دادند و گاهی دیر میومدند ؟
خیلی ها را میشناسم که یک سال از زندگی عقب افتادند چون ایشون درس سازمان ها بهشون نمره نمی داد و درس سازمان هم فقط توسط ایشون ارائه می شد .
شاید ایشون نمی دونند ولی خدا می دونه چقدر نفرین پشت سر ایشون هست . البته ایشون می تونند به دعای افرادی مثل شما دلخوش باشند ! باشد که رستگار شوند !
می دونم این حرف ها هیچ تاثیری نداره . حتی اگه خود استاد ببینه . فقط خودم را خالی کردم . معدل من باید ترم قبل بالای هجده می شد ولی وقتی متون را دوازده شدم شوکه شدم !! خیلی دلم پره ... خیلی ...
ای کاش از اساتیدی مثل رحیمی ، دلشاد ، اسلامی ، قاسمی ، خوش نویس ، مراد خانی و خیلی های دیگه تقدیر می کردید . کسانی که حداقل غرور و ادعا ندارند و تمام وقت کلاس در خدمت دانشجو هستند .
به هر حال من (( اگر )) حقی گردن استاد داشتم بخشیدم . ولی می دونم خیلی ها ایشون را نمی بخشند .

اما خاطره ی من !! :
استاد یه بار سر کلاس سازمان حرفی زد که هممون شوکه شدیم !
ایشون گفت که سریال یانگوم می بینه و هیچ وقت این سریال را از دست نمی ده !
تا هفته ها از این حرف استاد شوکه بودیم ! استاد ؟؟؟؟ یانگوم ؟؟؟؟؟
ماجرای آدامس چسبوندنشون به آیینه ی ارزشمند موزه ی پاریس هم که همه می دونند ! نمی دونم چرا همیشه با افتخار از این قضیه حرف می زنند !! من که به عنوان یک ایرانی خجالت کشیدم !
اگر خواستید جوابی به این کامنت من بدید با کمال میل می خوانم . دوباره به وبلاگ شما سر می زنم . ببخشید سرتون را درد اوردم .
موفق باشید . در پناه خدا

خاطره : از هیچکس

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 10:6 قبل از ظهر  توسط دانشجو  | 

 

اين درسته ............!!!!!

 

    سلام . 
   خیلی اتفاقی وبلاگ شما را در قسمت آخرین وبلاگ های بروز شده دیدم . من سه تا درس با استاد گذروندم . 
    تطبیقی / سازمانها و متون . الان هم مدتی هست که فارغ التحصیل شدم . نمی دونم استاد این حرف ها را میبینه یا نه . ولی می دونم دیدن و ندیدنش فرقی نداره !
     در اینکه استاد صفات خوب زیادی دارند شکی نیست . من خودم چیز هایی از ایشون یاد گرفتم که از هیچ کس نمی شد یاد گرفت ولی یه وقت هایی این صفات خوب ایشون تبدیل به سادیسم و دانشجو آزاری می شد . من درس ایشون ( متون ) را برای بیست خواندم ولی فقط به جرم چرت زدن وقت حضور غیاب ( اون هم فردای شب قدر ) هشت نمره از من کم شد ! در حالی که تمام کلاس هاشون را اومده بودم . تطبیقی را من ترم دوم برداشتم . بعد از حذف و اضافه استاد به ما ( ترم دومی ها ) گفت : شما ها این درس را زود برداشتید ، حذفش کنید چون چیزی نمی فهمید !
     من هم چون واحد هام زیاد نبود حذف نکردم و ایشون به من و هم ورودی هام نمره ی حداکثر چهارده داد !! در حالی که تطبیقی درس خیلی آسونیه و کل جزوه ای که قرار بود ازش امتحان بگیره بیست صفحه هم نمی شد!

نویسنده: کمتر از هیچکس

ادامه دارد........

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 11:44 بعد از ظهر  توسط دانشجو  | 

.......اين شيخ

 

........بهترين شيخ

 

............ شكل شيخ

 

..................سر شيخ

 

......................كار شيخ

 

.......................گذاشتن شيخ

 

................................يک شيخ

 

....................................بچه شيخ

 

..........................................دانشجوي شيخ

 

............................................دوست داشتنيه شيخ

.

.

.

(( حالا شيخ رو حذف كن و دوباره بخوان ))

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 10:36 بعد از ظهر  توسط دانشجو  | 

باخبرشديم كه عده اي ازدوستان ما سايت ما را به اطلاع عموم دانشجويان رسانده اند

ضمن تشكر از اين عزيزان

سؤال ما اينستكه چرا استاد نگران و مضطرب بودند....!!! مگر ...........؟؟؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 0:23 قبل از ظهر  توسط دانشجو  |